أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
527
آثار الباقيه ( فارسى )
نهصد و سى و سه اسكندرى بود كه با روز هفدهم ماه رمضان موافق مىشد و روزى كه خداوند فرعون را غرق كرد بيست و سوم ماه رمضان مىشود پس براى اين روايت وجهى نخواهد بود . در روز شانزدهم بيت المقدس قبلهء مسلمانان شد و در هفدهم اصحاب فيل به مكه وارد شد . صفر - در روز اول آن سر حسين ( ع ) را به شهر شام وارد كردند و يزيد آن سر را پيش روى خود گذاشت و با چوبى كه در دست داشت به لبهاى حسين مىزد و مىخواند : لست من خندف ان لم انتقم * من بنى احمد ما كان فعل ليت اشياخى ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الاسل فاهلوا و استهلوا فرحا * ثم قالوا يا يزيد لا تشل قد قتلنا القرن من اشياخهم * و عدلناه ببدر فاعتدل « 1 » اما زيد بن على در اين روز كشته شد و در كنار فرات او را بدارى آويختند
--> ( 1 ) - اين اشعار را يزيد پس از واقعهء جنگ حره كه در آخر اين فصل ذكر شده سروده و دليل بر آن اين است كه مىگويد ايكاش آنان كه از خاندان من در بدر كشته شدند امروز بودند و ميديدند كه چطور خزرجىها كه انصار باشند زير نيزههاى من ناله ميكنند و چون من رؤساى انصار را كشتم و با كشتگان بدر بسنجيدم درست تعادل شد و اگر بنا بگفته بيرونى و جمعى مورخان هنگام چوب زدن بدندان مبارك حسين گفته باشد ابدا تناسب نخواهد داشت و معلوم است اوس و خزرج دو قبيله بودند قحطانى كه انصار را تشكيل ميدادند و يك سال پيش از حدوث واقعه سروده شده و اين ابيات را يزيد بر وزن شعرهاى ابن زبعرى گفته كه يكى اين است : لعبت هاشم بالملك و لا * خبر جاء و لا وحى نزل اوس مطابق تحقيقات اخير در زبان يمنى به معناى گرگ است و اويس بچه گرگ مىشود و عجب اين است كه اويس نيز يمانى بوده و بچه گرگ در عربى حجاز ذويب است و ابو - ذويب هذلى از شاعران معروف است و راجع به اويس بهترين شعر در فارسى اين است : قرب روحى به تو مىدارم و بعد بدنى * چون اويس قرنى نزد رسول مدنى